عزيز بن محمد نسفى ( عزيز الدين نسفى )

123

كشف الحقايق ( فارسى )

عبارت از ترقى و طلب كمال است و كمال هر چيز آن وقت باشد كه به نهايت خود رسد پس چون تا ترقى و طلب كمال باشد كمال نباشد و چون كمال آمد من بعد ترقى و طلب نباشد . فصل بدانكه وقت عزلت و صحبت بعد از سلوك است كه عزلت و صحبت كار كاملان است و كمال هر چيز و هر كس بعد از سلوك باشد از جهت اينكه سلوك هر چيز و هر كس ترقى و طلب كمال است و كمال هر چيز و هر كس بلوغ آن چيز و آن كس است پس تا ترقى و طلب باشد بلوغ نباشد و چون بلوغ آمد من بعد ترقى و طلب نباشد يعنى هر ميوه كه بر درخت پيدا مىآيد در ترقى و طلب كمال خود است پس چون بكمال خود رسيد عجم گويد ميوه رسيد و عرب گويد بالغ گشت پس تا ترقى ميوه نباشد بلوغ ميوه نباشد و چون بلوغ ميوه آمد من بعد ترقى نباشد همچنين هر سالكى كه هست در ترقى و كمال خود است پس چون سالك بمقام توحيد رسد كه نهايت مقامات سالكان است بكمال خود رسيد و بالغ شد و چون سالك بالغ گشت من بعد ترقى و طلب نباشد و بعضى گفته‌اند كه آدمى امكان ندارد كه طلب از وى برخيزد و در هر مقامى كه باشد البته طلب چيزى ديگر كند اى درويش قوت و لباس و مسكن ديگر است و طلب كمال ديگر قوت و لباس و مسكن هرگز از آدمى برنخيزد اما طلب كمال برخيزد كه اگر طلب كمال آدمى برنخيزد بلوغ آدمى را وجود نباشد فصل در بيان طلب و آنچه تعلق بطلب دارد بدانكه بعضى از محققان گفته‌اند كه طلب سالك برمىخيزد از آن جهت كه چون سالك بمطلب ( به خدا - نخ ) رسيد طلب برخاست اما طلب كمال كه ماوراى طلب حق است برنخيزد زيرا كه طلب سالك بر دو قسمست : يكى طلب الا الله ( كذا - ظ : الى الله ) و يكى طلب فى الله .